المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

656

مروج الذهب ( فارسى )

پيش ابو بكر ميامدند از پس گردن‌فرازى متواضع ميشدند و از پس جبارى تذلل ميكردند . ابو بكر رضى الله عنه چيزى درباره ابو سفيان صخر بن حرب شنيده بود و او را احضار كرد و بنا كرد سر او فرياد بزند و ابو سفيان نرمى تذلل ميكرد در آن اثنا ابو قحافه بيامد و بعصاكش خود گفت « پسرم سر كى فرياد مىزند ؟ » گفت : « سر ابو سفيان فرياد مىزند » و او به ابو بكر نزديك شد و گفت « اى عتيق الله صدايت را به ابو سفيان بلند ميكنى كه تا ديروز بدوران جاهليت پيشواى قريش بوده است ! » ابو بكر و حضار مهاجر و انصار بخنديدند و ابو بكر گفت « پدر جان خدا بوسيله اسلام كسانى را برترى داده و كسان ديگرى را زير دست كرده است » هيچكس جز ابو بكر نبود كه بخلافت برسد و پدرش زنده باشد مادر ابو بكر سلمى بود و ام الخير كنيه داشت و دختر صحر بن عامر بن كعب بن سعد بن تيم بن مره بود . ده روز پس از خلافت ابو بكر قبايل عرب از اسلام برگشتند . ابو بكر سه پسر داشت عبد الله و عبد الرحمن و محمد . عبد الله با پيمبر صلى الله عليه و سلم در جنگ طايف حضور داشت و زخمدار شد و تا خلافت پدرش زنده بود و در ايام خلافت او بمرد و هفت دينار بجا گذاشت كه ابو بكر آن را زياد ميدانست . عبد الله دنباله نداشت عبد الرحمن بن ابو بكر روز بدر در صف مشركان بود سپس اسلام آورد و اسلامش نكو شد عبد الرحمن حكايت‌ها دارد و اعقاب او از بدوى و حضرى بسيارند كه در ناحيه حجاز در مجاورت جاده عراق در محل معروف به صفينيات و مسح بسر مىبرند . مادر محمد بن ابو بكر اسماء خثعمى دختر عميس است و اعقاب جعفر بن ابى طالب از او هستند وقتى جعفر بن ابى طالب بشهادت رسيد عبد الله و عون و محمد پسران جعفر از اسما بجا ماندند كه عون و محمد دو پسر جعفر در كربلا با حسين بن على كشته شدند و دنباله نداشتند و اعقاب جعفر از عبد الله بن جعفر بجا مانده‌اند . عبد الله جعفر چهار پسر داشت على و اسماعيل و اسحاق و معاويه پس از جعفر ابو بكر صديق اسما را بزنى گرفت و محمد را از او آورد پس از آن على بن ابى طالب او را بزنى گرفت و فرزندانى